X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عکس های خفن

عکس های خفن

علایم حاملگی پسر

 نشانه حاملگی 

علایم حاملگی پسر 


علائم حاملگی قبل از

علائم بارداری در هفته اول

علائم بارداری قبل از موعد

علائم بارداری در هفته اول بعد ا

 اولین علائم

 علایم بارداری پوچ


برخی از زنان از همان لحظه انعقاد نطفه به حامـله بـودن خود پی می ـبـرند. برای بقیه ممکن است بعد از پنج تست مثبت حاملگی یـا ظـهور یـک سـری عـلائـم ایـن اطـمینان حاصل گردد.

اگر تصور می کنید که باردار هستید، امیدواریم ایـن لـسیـت کـه شـامـل متـداولترین نشانه های حاملگی می بـاشـد، پاسخ سؤال شما را بدهد.

بخاطر داشته باشید که همه زنان با هم تفاوت داشـتـه و در نتیجه ممکن است هیچ یک (یا برخی) از این علائــم را تجربه نکنند:

1- درد سینه و  نوک سینه
هنگام حاملگی تقریبا سه هفته بعد از عمل لقاح متوجه درد در سینه و نوک سینه خود می شـوید (وقتـی قاعدگی حدود یک هفته دیر می گردد). همچنین ممکن است متورم شوند -- همانند نزدیک شدن به زمان قاعدگی.

2- لک دیدن خفیف یا گرفتگی عضلات شکم

اگر باردار باشید، لکه های خفیف صورتی رنگ در زمان تشکیل جنین می تـوانـد نمایان گردد --وقتی که جنین در داخل پوشش رحم قرار میگیرد. این تقریبا هشت تا ده روز بعد از تخمک گذاری روی می دهد،  کمی زودتر از رسیدن موعد قاعـدگی. مـعـمولا می توان خونریزی ناشی از تشکیل جنین را از قاعدگی معمولی تشخیص داد: اگر کمی زود تر از زمان مورد انتظار رخ دهد، اگر خفیف و اندک و به صـورت لـک باشد، مایل به رنگ صورتی بـاشد (نه قرمز و غلیظ همانند قاعدگی معمولی) و از الگوی یک قاعدگی نـرمـال پـیـروی نکند(خفیف، به تدریج شدید و سپس دوباره خفیف). گرفتگی عضلات شکم نیز میتواند در مراحل آغازین بارداری شایع باشد. وقتی که رحم حالت متوسط خود را بدست آورده و در سه ماهه دوم توسط استخوان لگن خاصره بهتر نگهداری می شـود، بـدن هـمـانند زمان قاعدگی مستعد گرفتگی و درد عضلات شکم میگردد.

3- تیره شدن دور نوک سینه

در دوران اولیه حاملگی -- نزدیک زمان قاعدگی  --  ممکن است دور نوک سیـنـه (بخـش تـیره تری که نوک سینه را احاطه کرده) تیره تر و قطور تر گردد. گفته می شـود کـه رنــگ تـیره تر دور نوک سینه به نوزاد در یافتن نوک سینه بـرای شـیـر خـوردن کـمـک مـی کـنـد. همچنین ممکن است رگهای سینه نمایانتر شده و برامدگی های کـوچکی که در اطراف نوک سینه قرار دارند بزرگتر شده و تعدادشـــان افزایش یابد -- بطور متوسط بین 4 تا 28 عدد به ازای هر سینه.

4- خستگی مفرط

در صـورت حـامـلـگی، یکی از شایع ترین علائم در هشت تا ده هـفـتـه اول خسـتـگی و فرسودگی می بـاشد. وقتـی باردار میشوید، بدن شما دچار یک سری تغییرات متابولیک مهم می گـردد. تمامی بخشهای بدن باید خود را برای فرایند رشد یک کودک آماده کنند. برای اغلب زنان، خستگی بعد از هفته دوازدهم بارداری از بین میرود.

5- حالت تهوع و استفراغ

اگر باردار باشـید، مـمـکن اسـت خـیـلی سـریع -- یـک هفـته بعد از عمل لقاح -- متوجه حالت تهوع و ناخوشی صبحگاهی گردید. حالت تهوع میتواند هر زمانی اتفاق بیفتد -- روز یا شب.

6- ادرار مکرر

زمانیکه قاعدگی به مدت یک تا دو هفته به تاخیر می افتد، ممکن است مـتـوجـه شویـد که بیشتر از حد معمول ادرار میـکنیــد. این به آن دلیل است که کودک در حال رشد درون رحم، به مثانه شما فشار وارد می آورد.

7- یبوست

ممکن است در روزهای اولیه بارداری متوجه تغیر در اجابت مزاج خـود گردید. هورمونهای اضافی تولید شده در حین حاملگی، باعث میگردد روده کارایی خود را از دست بدهد.

8- افزایش دمای طبیعی بدن

اگر دمای طبیعی بدن حتی بعد از سپری شدن زمان مقرر قاعدگی بالا ماند و به مـیزان قبل از تخمک گذاری تقلیل نیافت، احتمال حاملگی بسیار افزایش می باید. هنگامی که شما حامله میشوید، تخمک در لوله های رحم (محل رشد جنین) بارور میـگردد. در ایـن هنگام است که بدن شما نهـــایتا میتواند تشخصی دهد که شما حامله هستید. وقتی هورمون hCG ترشح می شـود، زنـان مـعـمولا بـرای بـار سـوم یـک افـزایش دما احساس میکنند که به اندازه تغییر دمای اولیه نیست، اما در خلال یک هفته تا 12 روز بعد از اولین افزایش دمای مربوط به تخمک گذاری میتوان آن را مشاهده نمود.

9- قطع قاعدگی

این میتواند اولین نشانه حاملگی بشمار آید بـخصوص اگر روال قاعدگی شما بـصـورتـی منظم بوده باشد. این نشانه بـه همـراه نشـانـه های مثـبـت دیـگر مـمکن است بارداری شما را به اثبات برساند.
10- تست حاملگی مثبت

اگر قاعدگی شما حداقل یک روز دیر شد، و آماده اید کـه حـقـیقت را بدانید، ممکن است بـخواهـید یک تست حاملگی خانگی را انجام دهید. تست حامـلگـی ادرار می تـوانـد در فاصله 10 تا 14 روز بعد از عـمـل لقـاح دقــیق عمل نماید. 

اگر نمیتوانید تا موعد قاعدگی صبر کنید، تست حاملگی خونی می تـواند در فاصله 8 تا 10 روز بعد از عمل لقاح دقیق عمل نماید. بخاطر داشته باشید که تسـت هـای حـاملـگی (حتـی تسـت خـونـی) 100 درصد بدون خطا و اشتباه نیـستـند. اگـر نتـیـجـه تـست شـما مـنفی بـود و باز احساس حاملگی نمودید، یک هفته بعد تست را تکرار کرده و با پزشک خود درمیان بگذارید.


مطالب مرتبط:

پرداد 

تاریخ ارسال: شنبه 13 آذر 1395 ساعت 00:28 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

شعر و متن کوتاه بسیار زیبا


شعر و متن کوتاه بسیار زیبا:

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خدایا"آلودگی" آدمها از حد گذشته...

دنیا را چند روز تعطیل نمی کنی؟

**************************
بیچاره مترسک سرتاسر سال

از مزرعه محافظت می کرد

ولی با آغاز فصل سرما

تنش هیزم کشاورز شد

آری،پاداش وفاداری جز این نیست

******************************
یک نفر امد قرارم را گرفت 

برگ و بار و شاخسارم را گرفت 

چهار فصل من بهار بود ، حیف

باد پائیزی بهارم را گرفت 

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی ، اعتبارم را گرفت 

عشق یا چیزی شبیه عشق بود 

آمد و دار و ندارم را گرفت . . . 

******************************
من که گفتم این بهار افسردنی است

من که گفتم این پرستو مردنی است 

من که گفتم ای دل بی بند و بار

عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار 

آه عجب کاری به دستم داد دل

هم شکست و هم شکستم داد دل . . .

******************************
ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است 

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است 

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست 

ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .

******************************
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، 

با شناخت سست و سست تر میشود 

ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود 

با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . . 

******************************
نمیدانم فرهاد ازچه چیز مینالید

اوکه تمام زندگیش شیرین بود!

*****************************
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺩﺍﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ … 

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﮑﺴﺖ !

*****************************
هر که درکش بیش دردش بیشتر 

*****************************
یادت برایم همانند 

قصه ی سیگار پیرمردیست

که سال هاست میگوید

نخ اخر است

*****************************
یادش بخیر کودکی!

قهر میکردیم تا قیامت 

و لحظه ای بعد قیامت میشد

******************************
غمگینم

مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم

که خنده اش همه را می گریاند

******************************
سرنوشتم چیز دیگر را روایت میکند

بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند

قلب من با هر صدا با هر تپش با هر سکوت

غرق در خون یکنفس دارد دعایت میکند

******************************
آدمی را دیدم 

با سایه ی خود درد و دل می کرد

چه رنجی می کشد او 

وقتی هوا ابریست

******************************
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

اما نه وقتی که در کنارشان هستی نه

آنجا که در میان خاک خوابید

سنگ را تمام می گذارند و می روند

******************************
سنگ،کاغذ،قیچی بازی میکردیم باهم

من سنگ آوردم کاغذ آورد مچالم کرد!

کاغذ آوردم او قیچی آورد بریدم!

قیچی آوردم سنگ آورد منو شکست!

و اینگونه مرا له کرد برید و شکست!

در تمام بازی،نگاه من به او بود 

که چطور برای خرد کردنم تلاش میکند

باشه عزیزم تو بردی…

******************************
زندگی پانتومیم است

اگر حرف دلت را بر زبان آوری باخته ای

******************************
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد

شاید به خواب شیر ین فرهاد رفته باشد

******************************
ساده لباس بپوش ساده راه برو

اما در برخورد با دیگران ساده نباش

زیرا سادگی ات را نشانه میگیرند

برای در هم شکستن غرورت …

******************************
من در اجتماعی زندگی می کنم که

احساس می کنم در آن دویدن

سهم کسانی است که نمی رسند 

و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند. 

******************************
ترجیح میدهم با کفشهایم

در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم 

تا اینکه در مسجد نماز بخوانم 

و به فکر کفشهایم باشم! 

******************************
کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است!

******************************
او رفت و انتظارش باقیست

پشت قدمش عبور اشکم جاریست

ایکاش بداند ک پس از او عمری

در خلوت من همیشه جایش خالیست

******************************
میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازاد باش

گرچ تو تنهاتر از من میشوی

ارزو دارم شبی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

حاصل برخوردهای سرد را

ارزو دارم خدا شادت کند

بعد شادی تشنه ی نامم کند

ارزو دارم شبی سردت کند

بعد ان شب همدم دردت کند

تا بفهمی با دلم بد کرده ای

با وجود احتیاج دست مرا رد کرده ای...

******************************
خدایا صبرم با دردم نمیخواند

صبری ک دادی تمام شد

اما دردم باقیست...

******************************
چه بگویم که ضربه آخر را خدایم زد

آن زمان که برای رفتنت

استخاره کردی و خوب آمد...

******************************
میرود و من پشت سرش آب نمیریزم

وقتی هوای رفتن دارد

دریا را هم به پایش بریزی

بر نمیگردد...

*******************************
تو مرا یاد کنی یا نکنی

باورت گر بشود گر نشود

حرفی نیست...

اما

نفسم میگیرد

در هوایی که نفس های تو نیست

******************************
ساده بودم ....که تورا ساده تجسم کردم 

بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم

اشنا با همه ی پنجره های شهرم

چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم....

****************************
به سراغ من اگر می ایی

دگر اسوده بیا...

چند وقتیست که فولاد شده 

چینی نازک تنهایی من....

********************************
تو مپندار که از یاد تو را خواهم برد....

من بدون تو به یک پلک زدن خواهم مرد

******************************
کنار اشنایی تو اشیانه می کنم

فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم

کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.

*******************************
ز غم کسی هلاکم که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

دروغ است میگویند دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون و دل او خبر ندارد

*******************************
چشم تو پنجره ی مرموزیست

کاش میدانستم 

پشت این پنجره کیست؟

کاش میدانستم

چه کسی در تو اقامت دارد؟

کاش اتش بودی و میسوزاندی

علف هرزه ی تردیدم را...

*******************************
هر جا که دلی هست ز غم فرسوده است

کس نیست که از رنج جهان آسوده است

گر بلبل محنت زده عاشق بوده است

باری دل غنچه از چه خون آلوده است؟!

******************************
چو گل های شقایق داغدارم

بیا پروانه شو بنشین کنارم

بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست

که خنجر خورده ی این روزگارم

********************************
امشب به قصه دل من گوش میکنی

فردا مرا چو قصه فراموش میکنی....

******************************
اگر کسی مرا خواست

بگویید رفته باران ها را تماشا کند

اگر اصرار کرد

بگویید برای دیدن طوفانها رفته است

و اگر باز هم سماجت کرد

بگویید رفته است

تا دیگر باز نگردد

******************************
لحظه دیدار نزدیک است 

باز من دیوانه ام، مستم 

باز می لرزد، دلم، دستم 

باز گویی در جهان دیگری هستم 

******************************
دیگران را هم غمی هست به دل 

غم من لیک غمی غمناک است

******************************
جهان پر درد میبینم دوا کو؟

دل خوبان عالم را وفا کو؟

******************************
خداوندا از بچگی به من آموختند

همه را دوست بدار

حال که بزرگ شده ام و

کسی را دوست می دارم

می گویند:

فراموشش کن

******************************
خدایا به من زیستنی عطا کن

که در لحظه ی مرگ 

بر بی ثمری لحظه ای

که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم

و مردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

*****************************
پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت 

و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند

عنایت فرما

*****************************
وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست

مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی که او تمام شد

من آغاز کردم

چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن

***************************
دنیا را بد ساخته اند … 

کسی را که دوست داری ،

تو را دوست نمی دارد … 

کسی که تورا دوست دارد ، 

تو دوستش نمی داری … 

اما کسی که تو دوستش داری

و او هم تو را دوست دارد …

به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …

و این رنج است...

******************************
سرمایه های هر دلی

حرف هایی است که برای نگفتن دارد

*****************************
خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که : 

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر که دوست تر میداری بچشان که : 

دوست داشتن از عشق برتر

*****************************
تو را من یاد میدارم

همه هنگام

نه چون نیما که میگوید شباهنگام

*****************************
گر تو باشی می توان صد سال بی جان زیستن

بی تو گر صد جان بود یک لحظه نتوان زیستن 


*****************************
زندگی خالی نیست

مهربانی هست

سیب هست

ایمان هست

از چه دلتنگ شدی 

دلخوشی ها کم نیست

تا شقایق هست زندگی باید کرد!!!

*****************************
"به سراغ من اگر می ایید

نرم و اهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من"

****************************
به خانه من

ای مهربان

اگر امدی

چراغ بیاور و یک دریچه

تا از ان به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم...

****************************
هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند

انکه این کار ندانست در انکار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

*****************************
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

******************************
چه خوب یادم هست...

جمله ای که به ییلاق ذهن وارد شد

وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت 

****************************
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم---

****************************
رفته است و مهرش از دلم نمیرود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟!

****************************
در مسیر نگاهت گلهای وحشی جان میگیرند

نگاهت را از من نگیر

تاب دیدن مرگ گلها را ندارم

*****************************

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

**************************
بی وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟

غم که با بیگانگی هرشب به ما سرمیزند

***************************
ای راحت جان یار وفادار که بودی؟

ما دل به تو دادیم تو دلدار که بودی؟

**************************
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

****************************
رفتی و نمیشوی فراموش

می ایی و می روم من از هوش

*****************************
در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

*****************************
در حسرت دیدار تو اواره ترینم

هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست....

***************************
پرواز هیچ پرنده ای را حسرت نمیبرم

وقتی قفسم چشمهای تو باشد

*****************************
در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی

ایکاش که یارب نیفتد به کسی کار کسی

***************************
سوزی که درون دل ما میوزد این بار

کولاک شبانست

نسیم سحری نیست

**************************
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنیست

************************
من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان 

که من این راز توان دیدن و گفتن نتوان

**************************
سپردم به تو دل ندانسته بودم

که تو بی وفا در جفا تا کجایی؟

***************************
اگرچه گفتی از من سردی ای دوست

وگرچه با دلم بد کردی ای دوست

غریبانه تو را چشم انتظارم

یقین دارم که بر میگردی ای دوست

*****************************

در لحظه ها زندگی میکنیم

و در لحظه ها میمیریم

هر لحظه جاری را باید زیست

و برای زیستن امیدی باید یافت

و در لحظه های امروز

امیدی چون عشق را خواهیم یافت

تا فردایمان را با ان اغاز کنیم

پس ایکاش امروز دیروز بود...

****************************
هرکجا محرم شدی دست از خیانت بردار

ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود

*****************************
سر به زانو میگذارم تا نبینم رفتنش را

اه من در سینه بنشین تا نگیری دامنش را

***************************
من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان

که من این راز توان دیدن و گفتن نتوان

****************************
سکوت سرشار از نا گفته هاست

***************************
سکوتم از رضایت نیست 

دلم اهل شکایت نیست

****************************
کاش میشد سرنوشت را

از سر نوشت.

***************************
من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم

پیدا نمیشدی تو شاید که مرده بودم

****************************
بی تو هر لحظه ملالیست مرا

هر نفس زحمت سالیست مرا

*****************************
روزگاری مثل گل ما هم نگاری داشتیم

این چنین خار نبودیم اعتباری داشتیم

ای که مارا در زمستان دیده ای با پشت خم

این زمستان را نبین ماهم بهاری داشتیم

****************************
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون امدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

****************************
چرا گرفته دلت؟؟

مثل انکه تنهایی!!

چقدر هم تنها....

خیال میکنم دچار ان رگ پنهان رنگ ها 

هستی

و دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر ماهی کوچک دچار

ابی دریای بیکران شود

****************************
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

از هرچه زندگیست دلم سیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی؟

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

*****************************
آنجا که تو هستی

گذری نیست مرا 

میسوزدو این دل 

خبری نیست تورا 

میخواستم که به سوی تو پرواز کنم

اما......چه کنم بال و پری نیست مرا
تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر 1395 ساعت 00:15 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

شعر و متن کوتاه بسیار زیبا


شعر و متن کوتاه بسیار زیبا:

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خدایا"آلودگی" آدمها از حد گذشته...

دنیا را چند روز تعطیل نمی کنی؟

**************************
بیچاره مترسک سرتاسر سال

از مزرعه محافظت می کرد

ولی با آغاز فصل سرما

تنش هیزم کشاورز شد

آری،پاداش وفاداری جز این نیست

******************************
یک نفر امد قرارم را گرفت 

برگ و بار و شاخسارم را گرفت 

چهار فصل من بهار بود ، حیف

باد پائیزی بهارم را گرفت 

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی ، اعتبارم را گرفت 

عشق یا چیزی شبیه عشق بود 

آمد و دار و ندارم را گرفت . . . 

******************************
من که گفتم این بهار افسردنی است

من که گفتم این پرستو مردنی است 

من که گفتم ای دل بی بند و بار

عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار 

آه عجب کاری به دستم داد دل

هم شکست و هم شکستم داد دل . . .

******************************
ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است 

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است 

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست 

ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .

******************************
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، 

با شناخت سست و سست تر میشود 

ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود 

با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . . 

******************************
نمیدانم فرهاد ازچه چیز مینالید

اوکه تمام زندگیش شیرین بود!

*****************************
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺩﺍﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ … 

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﮑﺴﺖ !

*****************************
هر که درکش بیش دردش بیشتر 

*****************************
یادت برایم همانند 

قصه ی سیگار پیرمردیست

که سال هاست میگوید

نخ اخر است

*****************************
یادش بخیر کودکی!

قهر میکردیم تا قیامت 

و لحظه ای بعد قیامت میشد

******************************
غمگینم

مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم

که خنده اش همه را می گریاند

******************************
سرنوشتم چیز دیگر را روایت میکند

بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند

قلب من با هر صدا با هر تپش با هر سکوت

غرق در خون یکنفس دارد دعایت میکند

******************************
آدمی را دیدم 

با سایه ی خود درد و دل می کرد

چه رنجی می کشد او 

وقتی هوا ابریست

******************************
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

اما نه وقتی که در کنارشان هستی نه

آنجا که در میان خاک خوابید

سنگ را تمام می گذارند و می روند

******************************
سنگ،کاغذ،قیچی بازی میکردیم باهم

من سنگ آوردم کاغذ آورد مچالم کرد!

کاغذ آوردم او قیچی آورد بریدم!

قیچی آوردم سنگ آورد منو شکست!

و اینگونه مرا له کرد برید و شکست!

در تمام بازی،نگاه من به او بود 

که چطور برای خرد کردنم تلاش میکند

باشه عزیزم تو بردی…

******************************
زندگی پانتومیم است

اگر حرف دلت را بر زبان آوری باخته ای

******************************
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد

شاید به خواب شیر ین فرهاد رفته باشد

******************************
ساده لباس بپوش ساده راه برو

اما در برخورد با دیگران ساده نباش

زیرا سادگی ات را نشانه میگیرند

برای در هم شکستن غرورت …

******************************
من در اجتماعی زندگی می کنم که

احساس می کنم در آن دویدن

سهم کسانی است که نمی رسند 

و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند. 

******************************
ترجیح میدهم با کفشهایم

در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم 

تا اینکه در مسجد نماز بخوانم 

و به فکر کفشهایم باشم! 

******************************
کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است!

******************************
او رفت و انتظارش باقیست

پشت قدمش عبور اشکم جاریست

ایکاش بداند ک پس از او عمری

در خلوت من همیشه جایش خالیست

******************************
میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازاد باش

گرچ تو تنهاتر از من میشوی

ارزو دارم شبی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

حاصل برخوردهای سرد را

ارزو دارم خدا شادت کند

بعد شادی تشنه ی نامم کند

ارزو دارم شبی سردت کند

بعد ان شب همدم دردت کند

تا بفهمی با دلم بد کرده ای

با وجود احتیاج دست مرا رد کرده ای...

******************************
خدایا صبرم با دردم نمیخواند

صبری ک دادی تمام شد

اما دردم باقیست...

******************************
چه بگویم که ضربه آخر را خدایم زد

آن زمان که برای رفتنت

استخاره کردی و خوب آمد...

******************************
میرود و من پشت سرش آب نمیریزم

وقتی هوای رفتن دارد

دریا را هم به پایش بریزی

بر نمیگردد...

*******************************
تو مرا یاد کنی یا نکنی

باورت گر بشود گر نشود

حرفی نیست...

اما

نفسم میگیرد

در هوایی که نفس های تو نیست

******************************
ساده بودم ....که تورا ساده تجسم کردم 

بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم

اشنا با همه ی پنجره های شهرم

چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم....

****************************
به سراغ من اگر می ایی

دگر اسوده بیا...

چند وقتیست که فولاد شده 

چینی نازک تنهایی من....

********************************
تو مپندار که از یاد تو را خواهم برد....

من بدون تو به یک پلک زدن خواهم مرد

******************************
کنار اشنایی تو اشیانه می کنم

فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم

کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.

*******************************
ز غم کسی هلاکم که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

دروغ است میگویند دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون و دل او خبر ندارد

*******************************
چشم تو پنجره ی مرموزیست

کاش میدانستم 

پشت این پنجره کیست؟

کاش میدانستم

چه کسی در تو اقامت دارد؟

کاش اتش بودی و میسوزاندی

علف هرزه ی تردیدم را...

*******************************
هر جا که دلی هست ز غم فرسوده است

کس نیست که از رنج جهان آسوده است

گر بلبل محنت زده عاشق بوده است

باری دل غنچه از چه خون آلوده است؟!

******************************
چو گل های شقایق داغدارم

بیا پروانه شو بنشین کنارم

بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست

که خنجر خورده ی این روزگارم

********************************
امشب به قصه دل من گوش میکنی

فردا مرا چو قصه فراموش میکنی....

******************************
اگر کسی مرا خواست

بگویید رفته باران ها را تماشا کند

اگر اصرار کرد

بگویید برای دیدن طوفانها رفته است

و اگر باز هم سماجت کرد

بگویید رفته است

تا دیگر باز نگردد

******************************
لحظه دیدار نزدیک است 

باز من دیوانه ام، مستم 

باز می لرزد، دلم، دستم 

باز گویی در جهان دیگری هستم 

******************************
دیگران را هم غمی هست به دل 

غم من لیک غمی غمناک است

******************************
جهان پر درد میبینم دوا کو؟

دل خوبان عالم را وفا کو؟

******************************
خداوندا از بچگی به من آموختند

همه را دوست بدار

حال که بزرگ شده ام و

کسی را دوست می دارم

می گویند:

فراموشش کن

******************************
خدایا به من زیستنی عطا کن

که در لحظه ی مرگ 

بر بی ثمری لحظه ای

که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم

و مردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

*****************************
پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت 

و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند

عنایت فرما

*****************************
وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست

مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی که او تمام شد

من آغاز کردم

چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن

***************************
دنیا را بد ساخته اند … 

کسی را که دوست داری ،

تو را دوست نمی دارد … 

کسی که تورا دوست دارد ، 

تو دوستش نمی داری … 

اما کسی که تو دوستش داری

و او هم تو را دوست دارد …

به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …

و این رنج است...

******************************
سرمایه های هر دلی

حرف هایی است که برای نگفتن دارد

*****************************
خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که : 

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر که دوست تر میداری بچشان که : 

دوست داشتن از عشق برتر

*****************************
تو را من یاد میدارم

همه هنگام

نه چون نیما که میگوید شباهنگام

*****************************
گر تو باشی می توان صد سال بی جان زیستن

بی تو گر صد جان بود یک لحظه نتوان زیستن 


*****************************
زندگی خالی نیست

مهربانی هست

سیب هست

ایمان هست

از چه دلتنگ شدی 

دلخوشی ها کم نیست

تا شقایق هست زندگی باید کرد!!!

*****************************
"به سراغ من اگر می ایید

نرم و اهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من"

****************************
به خانه من

ای مهربان

اگر امدی

چراغ بیاور و یک دریچه

تا از ان به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم...

****************************
هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند

انکه این کار ندانست در انکار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

*****************************
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

******************************
چه خوب یادم هست...

جمله ای که به ییلاق ذهن وارد شد

وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت 

****************************
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم---

****************************
رفته است و مهرش از دلم نمیرود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟!

****************************
در مسیر نگاهت گلهای وحشی جان میگیرند

نگاهت را از من نگیر

تاب دیدن مرگ گلها را ندارم

*****************************

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

**************************
بی وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟

غم که با بیگانگی هرشب به ما سرمیزند

***************************
ای راحت جان یار وفادار که بودی؟

ما دل به تو دادیم تو دلدار که بودی؟

**************************
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

****************************
رفتی و نمیشوی فراموش

می ایی و می روم من از هوش

*****************************
در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

*****************************
در حسرت دیدار تو اواره ترینم

هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست....

***************************
پرواز هیچ پرنده ای را حسرت نمیبرم

وقتی قفسم چشمهای تو باشد

*****************************
در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی

ایکاش که یارب نیفتد به کسی کار کسی

***************************
سوزی که درون دل ما میوزد این بار

کولاک شبانست

نسیم سحری نیست

**************************
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنیست

************************
من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان 

که من این راز توان دیدن و گفتن نتوان

**************************
سپردم به تو دل ندانسته بودم

که تو بی وفا در جفا تا کجایی؟

***************************
اگرچه گفتی از من سردی ای دوست

وگرچه با دلم بد کردی ای دوست

غریبانه تو را چشم انتظارم

یقین دارم که بر میگردی ای دوست

*****************************

در لحظه ها زندگی میکنیم

و در لحظه ها میمیریم

هر لحظه جاری را باید زیست

و برای زیستن امیدی باید یافت

و در لحظه های امروز

امیدی چون عشق را خواهیم یافت

تا فردایمان را با ان اغاز کنیم

پس ایکاش امروز دیروز بود...

****************************
هرکجا محرم شدی دست از خیانت بردار

ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود

*****************************
سر به زانو میگذارم تا نبینم رفتنش را

اه من در سینه بنشین تا نگیری دامنش را

***************************
من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان

که من این راز توان دیدن و گفتن نتوان

****************************
سکوت سرشار از نا گفته هاست

***************************
سکوتم از رضایت نیست 

دلم اهل شکایت نیست

****************************
کاش میشد سرنوشت را

از سر نوشت.

***************************
من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم

پیدا نمیشدی تو شاید که مرده بودم

****************************
بی تو هر لحظه ملالیست مرا

هر نفس زحمت سالیست مرا

*****************************
روزگاری مثل گل ما هم نگاری داشتیم

این چنین خار نبودیم اعتباری داشتیم

ای که مارا در زمستان دیده ای با پشت خم

این زمستان را نبین ماهم بهاری داشتیم

****************************
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون امدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

****************************
چرا گرفته دلت؟؟

مثل انکه تنهایی!!

چقدر هم تنها....

خیال میکنم دچار ان رگ پنهان رنگ ها 

هستی

و دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر ماهی کوچک دچار

ابی دریای بیکران شود

****************************
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

از هرچه زندگیست دلم سیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی؟

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

*****************************
آنجا که تو هستی

گذری نیست مرا 

میسوزدو این دل 

خبری نیست تورا 

میخواستم که به سوی تو پرواز کنم

اما......چه کنم بال و پری نیست مرا
تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر 1395 ساعت 00:14 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

ای امیـــــد عبث بی حاصــــل... فروغ فرخزاد

میروم خسته و افسـرده و زار

سـوی منزلگــه ویرانه خویش


به خـدا می برم از شهـــر شما 

دل شوریــده و دیوانــه خویش

 

می برم تا که در ان نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گنـاه

 

شستشویش دهم از لکه عشــق

زین همـــه خواهش بیجا وتباه

 

می برم تا زتو دورش ســـازم

زتو ،ای جلــــوه امید محــــال

 

می برم زنـــده بگورش سازم

تا از این پس نکنــد یاد وصال

 

ناله می لرزد،می رقصد اشک

 آه ، بگــــذار که بگریزم مـــن

 

از تو ، ای چشمه جوشان گناه 

شایـد آن به کـه بپرهیـــزم من

 

بخـــدا غنچـــــه شـــادی بودم

دست عشق آمد و از شاخـم چید

 

شعلــه آه شد م ، صــد افسوس

که لبــم باز بر آن لب نرسیـــد

 

عاقبت بنــد سفـــر پایـــم بست

میروم، خنده به لب،خونین دل

 

می روم از دل من دست بردار

ای امیـــــد عبث بی حاصــــل...

 

فروغ فرخزاد

تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر 1395 ساعت 00:06 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من...

آخرش نفهمیدم اینجائی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من...

من که در این جمع گذشتم از هرچه ارزوست

دست غم دیگر چه میخواهد از دل تنهای من؟

تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر 1395 ساعت 00:05 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود

ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود

دربند نگاه او گرفتار نبود

من عاشق و او زعشق من بیخبر است

ای کاش دل و دلبرو دلدار نبود....

تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر 1395 ساعت 00:05 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

استخدام امروز

استخدام امروز


استخدام امروز   آگهی استخدام امروز استخدامی امروز استخدام های امروز  آگهی های استخدام امروز استخدامی های امروز 


استخدام آذربایجان غربی

استخدام ارومیه

استخدام اصفهان

استخدام ایلام

استخدام تهران

استخدام خراسان جنوبی

استخدام بیرجند

استخدام خراسان رضوی

استخدام مشهد

استخدام زنجان

استخدام سیستان و بلوچستان

استخدام زاهدان

استخدام قزوین

استخدام گلستان

استخدام گرگان

استخدام لرستان

استخدام خرم آباد

استخدام مرکزی

استخدام اراک

استخدام همدان

استخدام کرمان

استخدام کهکیلویه و بویراحمد

استخدام یاسوج

منبع:استخدامی جدید اگهی استخدام استخدام

استخدام

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 11 آذر 1395 ساعت 23:54 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

تقویم چیست

  • تقویم میلادی
  • تقویم هجری شمسی
  • تقویم هجری قمری
  • تقویم مایا
  • و...

که هر کدام از تقویم ها داری مبدا و دلیلی می باشند.

تقویم بارداری

بیشترین تقویمی که در جهان امروزه مرسوم است تقویم میلادی ست که به علت اینکه اکثر ملت های جهان دارای آیین مسحیت می باشند، پیرو این دین می باشند. زیرا مبدا این تقویم تولد حضرت عیسی مسیح می باشد. تا به امروز 2014 سال نیز از این تاریخ گذشته است.

تقویم هجری قمری نیز در بین بیشتر کشور های مسلمان و عرب زمان مرسوم می باشد که مبدا آن هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه می باشد.

اما کامل ترین تقویم در دنیا تقویم هجری شمسی می باشد که اصول شمارش آن بر اساس فصل ها و چرخش زمین به دور خورشید می باشد که می توانید بهترین راه برای شمارش روز ها باشد. که پیدایش آن نیز توسط ستاره شناسان آرایی و یونانی ایجاد شده و مورد استفاده برای تقویم های کشور های آنها قرار گرفته است.

تقویم بارداری

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 15:25 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

عوارض کوتاه مدت زایمان طبیعی

1- انقباض های رحم در حین زایمان مادر
2- نامرتب شدن ضربان جنین
3- تحت فشار قرار گرفتن بند ناف نوزاد در طول زایمان: در این حالت ممکن است مادر در حین زایمان دچار خونریزی شود.

4- خونریزی: تا حد 500 سی سی طبیعی است. اگر میزان خونریزی زیاد باشد و مادر دیر به پزشک مراجعه کند، احتمال اینکه جانش را از دست بدهد وجود دارد.


 فیلم زایمان طبیعی


5- تغییر فرم دستگاه تناسلی: افتادگی مثانه یا پارگی قسمت انتهایی واژن، عمدتا در خانم هایی که زایمان های متعدد داشته اند یا جنین درشت دارند دیده می شود.
6- عفونت
7- فشار خون بالا
8- درد شدید: یکی از روش های کنترل درد، تزریق داروی مسکن داخل عضله است. روش دوم استفاده از گازهای تنفسی است و درد زایمان مادر با تنفس این گاز تا حدودی کاهش پیدا می کند. روش سوم، ایجاد بی حسی از طریق اپیدورال در ناحیه کمر است. داروی بی حسی با استفاده از سوزن باریکی از میان ستون فقرات مادر به داخل فضای اپیدورال تزریق شده و زائو دچار بیهوشی موضعی در ناحیه کمر می شود که این خود عوارضی را در پی دارد.
9- تولد دیررس نوزاد در نتیجه تزریق داروی بی حسی: تزریق داروی بی حسی در فضای اپیدورال، زایمان را به تاخیر می انداز. یعنی اگر قرار است نوزاد در طول 6 ساعت به دنیا بیاید، این زمان به 8 ساعت تغییر پیدا می کند.
10- ناتوانی مادر در زور زدن: تزریق داروی بی حسی باعث می شود تا مادر توان لازم برای زور زدن را نداشته باشد و پزشکان از فورسپس برای خارج کردن نوزاد استفاده کنند.

11- استرس زیاد: تولد به موقع نوزاد و جلوگیری از آسیب های بعدی به بچه و مادر


 فیلم زایمان طبیعی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 15:24 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر

روابط زناشویی در دوران عقد از نظر اسلام

آموزش کامل روابط زناشویی در دوران عقد از نظر اسلام

 حدود روابط زناشویی در دوران عقد

روابط زناشویی در دوره عقد

چگونگی روابط زناشویی در دوران عقد چگونگی روابط زناشویی در دوران عقد آموزش روابط زناشویی در دوران عقد حد و مرز روابط زناشویی در دوران عقد روابط زناشویی دوران عقد رابطه زناشویی در دوران عقد چگونگی رابطه زناشویی در دوران عقد حدود روابط زناشویی در دوران عقد روابط زناشویی در دوران عقد روابط زناشویی در دوره عقد رابطه زناشویی در دوران عقد آموزش روابط زناشویی در دوران عقد رابطه ی زناشویی در دوران عقد

روابط زناشویی در زمان عقد

روابط زناشویی در زمان عقد روابط زناشویی در دوران عقد

روابط زناشویی دوران عقد ارتباط زناشویی در دوران عقد

آموزش روابط زناشویی در دوران عقد

روابط زناشویی

روابط جنسی


دوران عقد روشهای نزدیکی در دوران عقد در دوران عقد چگونه ارضا شویم معاشقه در دوران عقد عشق بازی در دوران عقد روابط دوران عقد روابط زناشویی در دوران قاعدگی سوالات دوران عقد


*منظور ما ا ز دورا ن نامزدی ،زمانی می باشد که پسر و دختر خطبه ی عقد را خوانده اند و رسما و قانونا محرم یکدیگر شده اند و یا اگر عقد دایمی (قانونی)صورت نگرفته ،عقد موقت را خوانده اند.


اما در خصوص جواب سوالتان باید گفت که از دو جنبه الف –فقه و احکام شرعی و ب-روان شناختی می توان به آن پرداخت .
الف -حکم آمیزش در دوران نامزدی از نظر شرعی 
زن و مرد در صورتى مى‏توانند با هم شرعا ارتباط برقرار کنند که بعد از مراسم عرفى خواستگارى، صیغه عقد ازدواج (دائم یا موقت) بین آنها جارى شده باشد ؛ وگرنه مثل دو فرد بیگانه هستندکه نمى‏توانند با هم ارتباط داشته باشند. در این صورت ،حتی نگاه کردن آنها به یکدیگر نیز اگر از روى لذت و شهوت باشد حرام است. در حالت بدون لذت و شهوت هم مرد فقط مى‏تواند به دست‏ها و صورت زن نگاه کند و زن هم تنها مى‏تواند به جاهایى که عرفا مردها نمى‏پوشانند (مثل سر ، صورت و دست‏ها) نگاه کند. بنابراین شرط مهم در دوران نامزدى از نظر اسلام همین است و شرایط یا راهى دیگر براى ارتباط وجود ندارد و به صِرف خواستگارى و قول و قرار عرفى، زن و مرد به یکدیگر حلال نمى‏شوند.
وقتی عقد ازدواج خوانده شد،زن و شوهربرهم حلال شده و هرگونه استفاده و لذتی را می تواند از هم ببرند. علی القاعده در این مدت نیز زن و شوهر حقوقی برابر با دوران پس از زفاف دارند مگر آن که از قبل شروط خاصی را قید کرده و یا عرفا روال معینی معمول باشد به گونه ای که حالت شرط ضمن العقد را پیدا کند. 
در خصوص مورد شما نیز باید گفت از نظر شرعى آمیزش در دوران نامزدى هیچ اشکالی ندارد.البته توجه داشته باشید که گرچه مرد در این زمان حق هر گونه تمتع مشروع را از همسرش دارد،لیکن رسم چنین است که ((تمتع مخصوص زناشویی))را تا شب زفاف به تاخیر می اندازند؛که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. 
ب- اما از دید روان شناختی (که از تماستان با ما این طور به نظر می رسد که شما نیز به دنبال آن هستید).
*به این نکته توجه داشته باشید که هیچ تنافى بین شرع و آموزه های روان شناختی وجود ندارد؛ ولى در مراجعه به مشاور،عمل به قواعد مشاوره مطلوب به نظر می رسد.
گرچه نزدیکی با همسر در دوران عقد از نظر شرعی و قانونی اشکالی ندارد ولى از نظر روانشناختى شایسته نبوده و تأثیرات فرهنگى و روحى منفى فراوانی بدنبال دارد.
لذا بهتر است چنانچه ضرورتی در این امر احساس نمی شود این عمل را به زمان عروسی و شب زفاف موکول کرده و آداب عرفی رعایت گردد .مساله مهم دیگر این است که عدم رعایت این آداب و نزدیکی جنسی ممکن است احتمال آبستنی را فراهم آورد که در این صورت کم شدن فاصله بین عروسی و تولد فرزند خود موجب مشکلات دیگری خواهد شد.
* توصیه ها
1- تلاش کنید فاصله دوران نامزدى و عقد موقت شما زیاد طولانى نباشد.
2-سعی کنید از انعقاد نطفه و بچه دار شدن تا زمان مقتضى ممانعت به عمل آورید.

*نکته آخر این است که گرچه حتی از نظرآموزه های دینی ، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی از این راه عبادت محسوب می شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد به یکی از سنت های پیامبران(ص) عمل کرده است ولی از دیدگاه عرفی و فرهنگ عمومی بهتر است آمیزش جنسی تا زمان ازدواج وشروع زندگی مشترک به تاخیر افتد. تجربه نیز نشان داده که این کار باعث تشدید علاقه زوجین نسبت به هم شده واز سوی دیگرانگیزه زوجین را در برداشتن موانع ازدواج وشروع زندگی مستقل تقویت می کند.
گاه برخی جانواده ها به این علت مخالف این موضوع هستند که شاهد شکست بعضی از ازدواج ها در دوران عقد بوده اند لذا می خواهند در این صورت آسیبهای وارد شده به دختر کاهش یابد. البته باز تاکید می کنیم که شما می توانید هر گونه لذت جنسی را از همدیگر داشته باشید ولی توصیه می کینم به عقاید ورسم ورسوم خانواده های خود که بی شک خالی از حکمت نیست احترام بگذاریدواین موضوع را تا زندگی مشترک به تاخیر اندازید.
با آرزوی زندگی شاد و سر افراز برای شما و همسر گرامیتان


روابط زناشویی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 15:23 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 3772 )
   1      2     3     4     5      ...      378   >>
صفحات